RAUL GONZALES |
هر چی ارزوی خوبه مال تو هر چی که خاطره داری مال من
|
|
جدیدترین آهنگهای ایرانی
منوی اصلی
آرشیو مطالب
آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: لینک بر و بچز باحال
Powered By |
1گله کوچیک...
خدا وکیلی اوضایی داریما چه وضشه اخه؟؟؟
من که مجبور نکردم کسیو که بیاد وبلاگمو بخونه طرف اومده میگه وبلاگت مسخره بود من که به نظرش کاری ندارم نظرش برا خودش مهمه ولی من که برا کس دیگه ای نمینویسم برا دل خودمه |+| نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 | موضوع: دو کلمه درد دل اولین روز در خونه...
اخی پسر بعد ۶ ماه برگشتم خونمون عجب حالی داد از امروز هم تند تند اپ می کنم چون حالا دیگه خونمون هستم فعلا"
|+| نوشته شده توسط امیر در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385 | موضوع: دو کلمه درد دل یه سلام جدید...
دوباره سلام
بازم من اومدم ترم ۵ هم تموم شدو رفتیم ترم ۶ امیدوارم از امروز بتونم دوباره شروع کنم و وبلاگو جمو جور کنم فعلا" |+| نوشته شده توسط امیر در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 | موضوع: دو کلمه درد دل رفتن...
سر کلاس ادبيات معلم گفت : فعل رفتن رو صرف کن : رفتم ... رفتي ... رفت... ساکت مي شوم، مي خندم، ولي خنده ام تلخ مي شود. استاد داد مي زند : خوب بعد؟ ادامه بده . و من مي گويم : رفت ...رفت ...رفت. رفت و دلم شکست...غم رو دلم نشست...رفت شاديم بمرد...شور از دلم ببرد . رفت...رفت...رفت و من مي خندم و مي گويم : خنده تلخ من از گريه غم انگيزتر است...کارم از گريه گذشته است به آن مي خندم
سلام این سلامم بوی غم عجیبیو میده متاسفانه دیروز پدر یکی از بهترین رفیقام فوت کرد امیدوارم غم اخرشون باشه |+| نوشته شده توسط امیر در جمعه هشتم دی 1385 | موضوع: دو کلمه درد دل دارم می میرم
پسر اینقدر حالم بده دارم می میرم تا الان ۷ تا پنی سیلین زدم بازم خوب نشدم خدایا چی کار کنم؟؟؟
|+| نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و پنجم آذر 1385 | موضوع: دو کلمه درد دل 1 سلام جدید....
سلام دیگه مدتی بود که نمی خواستم این وبلاگو ادامه بدم ولی چند تا از رفیقا که واقعا" نشون دادن رفیقای خوبی هستن کمکم کردن از شون خیلی ممنونم پس از این لحظه ۱ سلام جدید به همه شما که به فکرم بودینو نبودین....
اگه يه روز من مُردم و تو منو دوست داشتي پنج شنبه ها بيا سرِ مزارم و گلِ سرخي رو روي قبرم بذار تا هميشه اون گلي که بهت داده بودم رو به خاطرم بيارم ... ولي... اگه تو مُردي ... من فقط يه بار ميام مزارِت .. ميام و اون دسته گلِ سفيدِ مريم رو که با خون خودم سرخشون کردم ، برات هديه ميکنم وعاشقانه کنارت جون ميدم تا بدوني هيچ وقت تنها نيستي... وقتي چشمات ديگه اشكي براي ريختن نداشته با شه وقتي ديگه قدرت فرياد زدنم نداشته باشي ...... وقتي ديگه هر چي دل تنگت خواسته باشه گفته باشي وقتي ديگه دفتر و قلم هم تنهات گذاشته با شند... وقتي از درون تمام وجودت يخ بزنه ..... وقتي چشم از دنيا ببندي وآرزوي مرگ كني....... وقتي احساس مي كني ديگه هيچ كس تو رو درك نمي كنه ::.... وقتي احساس كني تنها ترين هستی منو به یاد بیاور!!!!!!!!! |+| نوشته شده توسط امیر در جمعه سی و یکم شهریور 1385 | موضوع: دو کلمه درد دل زندگی...
زندگی شاید یک خیابان دراز است - که هر روز زنی با زنبیلی از ان می گذرد زندگی شاید ریسمانی است که مردی با ان خود را از شاخه می اویزد زندگی شاید طفلی است که از مدرسه بر می گردد یا عبور گیج رهگذری باشد که کلاه از سر بر می دارد و به رهگذری دیگر با لبخندی بی معنی می گوید سلام زندگی شاید ان لحظه مسدودی است که نگاه من در نی نی چشمان تو - خود را ویران می سازد و در این حسی است که من ان را با ادراک ماه و با دریافت ظلمت خواهم امیخت آه... سهم من این است سهم من این است سهم من اسمانی است که اویختن پرده ای - ان را از من می گیرد |+| نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه یکم شهریور 1385 | موضوع: دو کلمه درد دل غم نامه1
سلام می خواستم 1سری مطالبو بهتون بگم 1:تا اطلاع بعدی می خوام فقط درد دل کنم برا همین دیگه عکسو مطلب جالب نداریم 2:از الان شروع میکنم 2/الف:خیلی خسته شدم 2/ب:برا اولین باره که اینطوری شدم 2/ج:راستشو بگم دیگه بریدم فعلا" برا امشب بسه......... راستی 1 چیزی یادم اومد نمیدونم اینی که می خوا بگم از کسی هست یا برا اولین باره که خودم میگم :زندگی کردن خیلی خوبه اما وای به روزی که زندگی کردن واسه ادمی تبدیل به عادت بشه فعلا" |+| نوشته شده توسط امیر در دوشنبه سی ام مرداد 1385 | موضوع: دو کلمه درد دل نمی دانم...
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد نمی خواهیم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت فقط آنقدر مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او بگریز و پی در پی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته سازد بدینسان بشکند دائم سکوت مرگبارم را... دکتر علی شریعتی
|+| نوشته شده توسط امیر در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385 | موضوع: دو کلمه درد دل خسته ام از این زندگی نکبتی....
دلم پر است پر از لحظه هاي باراني پرم ز گريه پر از گريه هاي طولاني طلسم بغضم اگر بشکند ز دل تنگي شکسته دل ترم از ابرهاي باراني بيا به دامنم اي اشک لحظه اي بنشين
|+| نوشته شده توسط امیر در شنبه چهاردهم مرداد 1385 | موضوع: دو کلمه درد دل چند تا جمله قشنگ...
كهنه فروش داد ميزنه : چراغ شكسته ميخريم ..-*-.. كفشاي پاره ميخريم ..-*-.. اسباب كهنه ميخريم ..-*-.. بي اختيار دادميزنم : كهنه فروش قلب شكسته ميخري
تو اين زمونه عشق===> سر كاريه... محبت===>تظاهره... مهربوني===>مسخرست... هميشگي بودن===>دروغه... وفا===>مرده... عهد و پيمون===>دل خوشيه... عاطفه===>تموم شده... مهر===>بابا ديگه سراغ اين يكيو نگير... حرفات===>گذشته ها گذشته.. |+| نوشته شده توسط امیر در جمعه سی ام تیر 1385 | موضوع: دو کلمه درد دل واقعا" عشق چیه؟؟؟
دريا پرسيدن عشق چيست، گفت:خشكيدن...... از گل پرسيدن عشق چيست، گفت:پرپر شدن....... از زمين پرسيدن عشق چيست، گفت: لرزيدن......... از آسمون پرسيدن عشق چيست، گفت: باريدن.......... از انسان پرسيدن عشق چيست،ناگهان ندايي از درونش گفت:جدايي اگر آدمي زندگي را دوست داشت در آغاز تولد نمي گريست............ دريا پرسيدن عشق چيست، گفت:خشكيدن...... از گل پرسيدن عشق چيست، گفت:پرپر شدن....... از زمين پرسيدن عشق چيست، گفت: لرزيدن......... از آسمون پرسيدن عشق چيست، گفت: باريدن....
|+| نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و چهارم تیر 1385 | موضوع: دو کلمه درد دل من اومدم ...
سلام امروز دوباره بعد ۱ مدت دوری دوباره اومدم...
عشق رو " اد" کن .. به احساسات قشنگت" پي ام" بده .. غم ر و " دليت" کن براي غرور" آف" بزار بگو بشکن آخه دنيا دو روزه .. و خيانت رو"هک" کن ازانسانيت " کپي" بگير و " سندتوآل" کن با صداقت، وفا و معرفت هم "چت" کن از زيبا ترين خاطره هاي زندگيت" وب" بگير |+| نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385 | موضوع: دو کلمه درد دل ا عاشق بی قایق...
سخته وقتي تو زندان عاشقي گرفتار شدي و ازت پرسيدن جرمت چيه؟؟؟ بگي : عشق ... چقدر سخته وقتي كه كادو تولدت كه هميشه كلي واست عزيزه بي وفايي باشه ... چقدر سخته وقتي كسي كه دلت رو اسير كرده جواب نگاه عاشقانه تو رو نده ... چقدر سخته وقتي عاشق كسي باشي كه از عشق چيزي نمي دونه ... ولي سخت تر از همه اينه كه تو جاده هاي عاشقي به تابلوي عبور ممنوع بخوري به همون تابلويي كه هزاران قلب عاشق رو پشت خودش نگه داشته ... عشق ممنوع!!! |+| نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 | موضوع: دو کلمه درد دل بازم 1 چی دیگه...
اگرقرار باشه ظرف 24 ساعت دنيا به پايان برسه تموم خط هاي تلفن و تالارهاي گفتگو و ايميل ها اشغال ميشه . پر ميشه از کلمه هاي (( از اينکه رنجوندمت پشيمونم من رو ببخش يا تو را عاشقانه مي پرستم يا مراقب خودت باش )) اما بين اين همه پيام يکي از همه تکونده تره (( هميشه عاشقت بودم ولي هيچوقت بهت نگفتم )) پس عشق و محبت را تقديم آنکه دوستش داريم کنيم شايد فردايي دگر هرگز نباشد
|+| نوشته شده توسط امیر در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 | موضوع: دو کلمه درد دل 1 نصیحت...
هميشه واسه کسي بخند که ميدوني بخاطره تو شاد ميشه واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي قصه داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه براي کسي غمگين باش که ميدوني هميشه توي غمت شريکه عشق کسي باش که با تموم وجودت ميدوني که دوست داره |+| نوشته شده توسط امیر در دوشنبه پانزدهم خرداد 1385 | موضوع: دو کلمه درد دل خیلی سخته...
خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري... خيلي سخته که روز تولدت، همه بهت تبريک بگن، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني، بعد بفهمي دوست نداره... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت! |+| نوشته شده توسط امیر در شنبه سیزدهم خرداد 1385 | موضوع: دو کلمه درد دل 1 صحبت...
|+| نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه سوم خرداد 1385 | موضوع: دو کلمه درد دل 1 نصیحت...
سعي کن تنها باشي: زيرا تنها به دنيا آمده اي و تنها از دنيا خواهي رفت. بگذار عظمت عشق را درک نکني: زيرا آنقدر عظيم است که تو را نابود خواهد کرد. بگذار خانه ي عشقت خالي از وجود باشد: زيرا اگر عشقي در آن منزل کند به ويرانه هاي آن هم رحم نخواهد کرد. اما اگر عاشق شدي، سعي کن تنها يک نفر را دوست داشته باشي. سعي کن عشقي که داري عشق پاک باشد، به خنده ي او بخند و به گريه ي او گريه کن و تنها براي عشق خود قدم برد |+| نوشته شده توسط امیر در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385 | موضوع: دو کلمه درد دل 1 خواهش...
|+| نوشته شده توسط امیر در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385 | موضوع: دو کلمه درد دل سوال...
ازم پرسيد كه منو بيشتر دوست داري يا زندگيتو
خوب منم راسشو گفتم گفم زندگيمو ازم نپرسيد چرا؟گريه كردو رفت ولي نميدونست كه اون زندگيمه |+| نوشته شده توسط امیر در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385 | موضوع: دو کلمه درد دل لحظه خداحافظی....
|+| نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385 | موضوع: دو کلمه درد دل خواب ناز...
در خواب ناز بودم شبي . . . ديديم کسي در مي زند . . .
در را گشودم روي او . . . ديدم غم است در ميزند . . . اي دوستان بي وفا . . . از غم بياموزيد وفا . . . غم با آن همه بيگانگي . . . هر شب به من سر مي زند |+| نوشته شده توسط امیر در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385 | موضوع: دو کلمه درد دل 3ماه...
پسر یعنی من باید ۳ ماه دیگه اینجا بمونم؟؟؟
|+| نوشته شده توسط امیر در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385 | موضوع: دو کلمه درد دل درد بی کسی...
خدایا چه غریب است درد بی کسی
و چه تنهایم در این غربت که تو هم از من رویگردانی و اینک باز به سوی تو آمدم تا اندکی از درد درونم را برایت باز گویم و خدایا تو بهتر میدانی آنچه درونم است تنهایی و بی کسی ام را دیده ای ,دربه دری و آوارگی ام را و هزارو یک درد که بزرگترینش ناامیدی است .خدایا همه را کنار گذاشته ام اما با ناامیدی و بی هدفی نمی توانم بسازم صبرم بسیار است اما پوج وبی هدف میدوم . خسته شده ام خسته خسته |+| نوشته شده توسط امیر در شنبه پنجم فروردین 1385 | موضوع: دو کلمه درد دل دیگه بریدم...
چه وضعشه بشین کلی عکس و مطلب پیدا کن اون وقت هیشکی ۱ نظر خشک و خالی هم نمی ده خداییش دیگه بریدم خسته شدم
منو عاشق کن بفرست تو از افسانه ها ناجی تنهایی من دختر رویایی من
|+| نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه دوم فروردین 1385 | موضوع: دو کلمه درد دل |
|
|